شمس الدين رشديه

117

سوانح عمر ( فارسى )

قابليت و خدمتگذارى و صفا دارند ، و براستى شمع وجود خود ميسوزند تا دل شاگردان را بنور دانش روشن كنند ، و براستى در تعليم دانش‌آموزان حق فراموش نشدنى دارند ؛ با همه اينها بايد چراغ برداريم و بدنبال آن وجودهاى ملكوتى و فرشته‌هاى آسمانى بگرديم ، كه از علم و تقوى بهره‌ور و بسيار بزرگوار بودند . خداشان بيامرزد كه البته آمرزيده‌اند ، و در بهشت برين جاويدان . اى كاش روز محشر با آنان محشور باشم و ببركت مجاورت آنان از هول و هراس روز رستاخيز آسوده مانم . چنان كه قبلا گفتيم ، مدرسه طب چون مورد احتياج مردم بود ، دولت هم بهر وسيله‌يى بود آن را نگاه داشته ، با وضع نكبت‌بار خزانه ، باز حقوق استادان اروپائى آن را مىرساند . چند نفر از استادان اروپائى كه در ايفاى مدرسه طب حقى به گردن ما دارند اسم ميبريم : استاد تولوزان كه انسان كامل زمان خود و رئيس مجلس « حفظ الصحه » و از بهترين مربيان اطباى ما بوده است . دكتر ژرژ فرانسوى ، دكتر نلگان ، دكتر اديژه ، و استاد شيمى و فيزيك و طبيعيات مسيو لاتس و مسيو لبنان . و از استادان ايرانى دكتر ناظم الاطباء ، دكتر امير اعلم ، دكتر حكيم الدوله ، دكتر حكيم اعظم ، دكتر سعيد لقمان - الملك و بسى چون اين ذوات ارجمند ، كه اگر بخواهيم شرح هويت ايشان بپردازيم كتابها بايد فراهم كنيم . اوقاتى كه كشور از تنگى بودجه در كش‌وقوس هول‌انگيزى بود ، ذوات ارجمند نامبرده و همكاران گرامى آنان دست بهم داده مدرسه طب را بهرنحوى بود نگاهدارى كردند ، و طبيبانى تقديم كشور نمودند از همه آنان بايد بسيار بسيار شكرگذار باشيم . اگرچه ارواح مقدس تمام استادان كه چون پرندگان زيبا بر شاخهاى سدرة المنتهى در طيرانند ، حالا در منظر اين بيدلى قرار گرفته و منظور نظر اين پريشان دلباخته‌اند ، و به صد دل نه هزار دل مايل آنم كه از هريك فضلى و از فضائلشان سطرى بيان كنم . اما مىبينم كه مثنوى هفتاد من كاغذ شود و خوانندگان را ملالت آرد . لذا از اين گلستان بذكر همين چند گل اكتفا كرده ، به صد حسرت از اين باغ بيرون ميرويم . از استادانى كه برشمرديم جز ميرزا رضا خان قراجه داغى ، و حاج نجم الدوله و نجم الملك و حاج ميرزا محمد خان رزم‌آرا ، بقيه را افتخار شاگرديشان داشته ، به آستان بوسى بيشترينشان گذشته از دوره مدرسه مرتبا مفتخر بودم . رحمت فراوان بر روان شادشان باد ! با اجازه شما از گلستان معارف و كعبه اميد و قبله آرزوها و بارگاه سعادت و دار الفنون عظمى بيرون آئيم و بدنبال اسيران خود رويم . لازم است اين مطلب را نيز يادآور شويم . دوره‌ئيرا از دار الفنون كه بذكر استادانش پرداختم درست دنبال دوره اوليه بود . و از آن پس تحولات بزرگى در فرهنگ كشور پيدا شد ، دانشسرا و دانشكده‌ها باز شد ، و استادانيرا كه نام برديم يادگار و تربيت‌يافتگان استادان دوره اول دار الفنون و گرامى يادگاران آن ارجمندان بوده‌اند .